معنی نیکیدهش
5 بازدید
[ دِ هِ ] (ص مرکب) نیکی کننده. محسن. (فرهنگ فارسی معین). معطی الخیر. (یادداشت مؤلف): یکی طاس می بر کفش برنهاد ز یزدان نیکی دهش کرد یاد.فردوسی. ز نیکی دهش آفرین بر تو باد فلک را گذر بر نگین تو باد.فردوسی. سر نامداران زبان برگشاد ز دادار نیکی دهش کرد یاد.فردوسی. به نیکی ز نیکی دهش یاد کرد بدان پرورش عالم آباد کرد.نظامی.
کلمات همقافیه با «نیکیدهش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هش» برای سرودن شعر