معنی نیکیار
6 بازدید
(ص مرکب) مشفق. موافق. صمیم. مونس. مشفق : نوشتم یکی نامهٔ دوست وار که هم دوست بوده ست و هم نیک یار. دقیقی. چو سیماه برزین شنید این سخن بدو گفت کای نیک یار کهن.فردوسی. رفیقی نیک یار از لشکری به دلی آسان گذار از کشوری به. فخرالدین اسعد.
کلمات همقافیه با «نیکیار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر