معنی نیککار
5 بازدید
(ص مرکب) فعّال. (دهار). خوش کار. (ناظم الاطباء). آنکه خوب کار کند. (فرهنگ فارسی معین). کاری. پرکار. || نیکوکار. (ناظم الاطباء). نیکوکردار. مقابل بدکار. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «نیککار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر