معنی نیکوکنش
4 بازدید
[ کُ نِ ] (ص مرکب) محسن. نیکوئی کننده. (فرهنگ فارسی معین). نکوکار. نیکوکردار: جهاندار باداد نیکوکنش فشانندهٔ گنج بی سرزنش.فردوسی.
کلمات همقافیه با «نیکوکنش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نش» برای سرودن شعر