معنی نیکونظری
5 بازدید
[ نَ ظَ ] (حامص مرکب) صائب نظر بودن. نظر صائب داشتن : برترین چیزی شاهان را نیکونظری است هیچ کس نیست ترا یار به نیکونظری. فرخی. اندرین دولت مانندهٔ تو کیست دگر چه به نیکوسیری و چه به نیکونظری.فرخی.
کلمات همقافیه با «نیکونظری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر