معنی نیکومنظر
5 بازدید
[ مَ ظَ ] (ص مرکب) دیداری. منظری. منظرانی: طریر؛ مرد نیکومنظر و دیداری. (یادداشت مؤلف). خوش سیما. نیکولقا: هم میر نیکومنظری هم شاه نیکومخبری بر منظر و بر مخبر تو آفرین باد آفرین. فرخی.
کلمات همقافیه با «نیکومنظر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ظر» برای سرودن شعر