معنی نیکوقامت
5 بازدید
[ مَ ] (ص مرکب) باندام. متناسب اندام. خوش قد و بالا: وذلة؛ زن شادمان نیکوقامت. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «نیکوقامت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مت» برای سرودن شعر