معنی نیکوعهدی
4 بازدید
[ عَ ] (حامص مرکب) فضیلت. وفای به عهد. (یادداشت مؤلف): هیچ مردی به شجاعت و سخاوت و تواضع و نیکوعهدی او نبود. (تاریخ سیستان).
کلمات همقافیه با «نیکوعهدی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر