معنی نیکوزندگانی
4 بازدید
[ زِ دَ / دِ ] (ص مرکب) نیکوحال. نیکوخورش. متنعم. خوش گذران. قوی حال. در نعمت و رخاء: ناعمه؛ زنی نیکوزندگانی. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «نیکوزندگانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر