معنی نیکودل
6 بازدید
[ دِ ] (ص مرکب) نیک دل. (فرهنگ فارسی معین). مهربان. مشفق. خیرخواه : پاکیزه دین و پاک نژاد و بزرگ عفو نیکودل و ستوده خصال و نکوشیم.فرخی. نیکودل و نکونیت است و نکوسخن خوش عادت است و طبع خوش او را و خوش زبان. فرخی. بواسحاق مردی نیکودل و مسلمان و نیکوسیرت بود. (تاریخ سیستان).
کلمات همقافیه با «نیکودل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دل» برای سرودن شعر