معنی نیکوخط
6 بازدید
[ خَ طط ] (ص مرکب) خوش خط: بومنصور فاضل و ادیب و نیکوخط بود. (تاریخ بیهقی ص ۲۷۴). برنای به کارآمده و نیکوخط و در دبیری پیاده گونه. (تاریخ بیهقی ص ۳۴۷). برنائی خویشتن دار و نیکوخط است و از وی دبیری نیک آید. (تاریخ بیهقی).
کلمات همقافیه با «نیکوخط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خط» برای سرودن شعر