معنی نیکوخدمت
4 بازدید
[ خِ مَ ] (ص مرکب) خوش فرمان. مطیع و خدمتگزار: عقربه؛ کنیزک نیکوخدمت دانشمند. (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «نیکوخدمت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مت» برای سرودن شعر