معنی نیکوتن
4 بازدید
[ تَ ] (ص مرکب) خوش اندام. نکواندام. خوش هیکل: هرکل؛ جوان خوب اندام نیکوتن. ضائن؛ سست فروهشته شکم و مرد نیکوتن کم خوار. محراق؛ مرد نیکوتن دراز باشد یا نه. (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «نیکوتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر