معنی نیکواندام
4 بازدید
[ اَ ] (ص مرکب) خوش اندام. خوش ترکیب: مطرهف؛ مرد تمام خلقت نیکواندام. ظبیة همیر؛ آهو مادهٔ نیکواندام. (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «نیکواندام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر