معنی نیکوادب
6 بازدید
[ اَ دَ ] (ص مرکب) خوش معاشرت. مبادی آداب. خوش برخورد. || ادیب. فصیح و بلیغ : داودبیک محمد غازی مردی سخت فاضل و نیکوادب و نیکوشعر. (تاریخ بیهقی ص ۱۳۹).
کلمات همقافیه با «نیکوادب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دب» برای سرودن شعر