معنی نیکنامده
5 بازدید
[ دِهْ ] (اِخ) دهی است از دهستان اوزرود بخش نور شهرستان آمل در ۱۷هزارگزی غرب بلده و ۳۱هزارگزی خاور جادهٔ چالوس (حدود کندوان) و در منطقهٔ کوهستانی سردسیری واقع است و ۷۰۰ تن سکنه دارد. آبش از چشمه و رودخانهٔ نسن و محصولش غلات، لبنیات، حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. عده ای از سکنه زمستان جهت کارگری به تهران می روند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۳).[ دِهْ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان لواسان بزرگ بخش افجهٔ شهرستان تهران. در ۱۰هزارگزی شرق گلندوک، در منطقهٔ کوهستانی سردسیری واقع شده است و دارای ۱۳۲۲ تن سکنه است. آبش از رودخانه، محصولش غلات، بنشن، و میوه های تابستانی، شغل اهالی زراعت و کرباس بافی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱).
کلمات همقافیه با «نیکنامده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر