معنی نیکمحضری
6 بازدید
[ مَ ضَ ] (حامص مرکب) نیک محضر بودن. رجوع به نیک محضر شود. - نیک محضری کردن؛ خوش معاشرتی نمودن. خوش خدمتی کردن. (فرهنگ فارسی معین). خوش رفتاری کردن : گفت ای پهلوان بسیار مردمی و نیک محضری و نیکوسیرتی با ما نمودی. (سمک عیار از فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «نیکمحضری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر