معنی نیکفعل
5 بازدید
[ فِ ] (ص مرکب) نکوکردار. نیک فعال : ای شهریار راستین ای پادشاه داد و دین ای نیک فعل و نیک خواه ای از همه شاهان گزین. دقیقی. مرد دانا نیک فعل و چرخ نادان بدکنش نزد یکدیگر هگرز این هر دو را بازار نیست. ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «نیکفعل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عل» برای سرودن شعر