معنی نیکعهدی
4 بازدید
[ عَ ] (حامص مرکب) وفای به عهد. (فرهنگ فارسی معین). وفاداری. نیک عهد بودن : اگرچه نیک عهدی پیشه می کرد جهان بدعهد بود اندیشه می کرد.نظامی.
کلمات همقافیه با «نیکعهدی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر