معنی نیکسواری
5 بازدید
[ سَ ] (حامص مرکب) فروسیت. مهارت در سوارکاری : پشت سپه میر یوسف آنکه ستوده ست نزد سواران همه به نیک سواری.فرخی.
کلمات همقافیه با «نیکسواری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر