معنی نیکداشت
6 بازدید
(مص مرکب مرخم، اِمص مرکب) خوب نگه داشتن. نیک تعهد کردن. (فرهنگ فارسی معین). || احترام کردن. (فرهنگ فارسی معین). || ضیافت کردن. مهمانی. (فرهنگ فارسی معین): شتربه نیک فربه گشته است و بدو حاجتی و از او فراغتی نیست، وحوش را به گوشت او نیک داشتی خواهم کرد. (کلیله و دمنه از فرهنگ فارسی معین). || نعمت. (فرهنگ فارسی معین): {/Bاُذْکُرُوا نِعْمَتَ اَللََّهِ عَلَیْکُمْ ۳۱-۳۴۲:۲۳۱*/}(قرآن ۲/۲۳۱ و چند آیهٔ دیگر)؛ یاد کنید نیک داشت خدای تعالی را بر شما. (تفسیر کمبریج از فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «نیکداشت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شت» برای سرودن شعر