معنی نیومند
8 بازدید
[ نیوْ مَ ] (ص مرکب) پهلوان. شجاع : دگر آفرین کن بدان نیومند سپهدار فرخنده پولادوند. فردوسی (از یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «نیومند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مند» برای سرودن شعر