معنی نیوشیده
6 بازدید
[ دَ / دِ ] (ن مف) شنیده. (ناظم الاطباء). گوش کرده. (فرهنگ فارسی معین). مسموع. مقبول. رجوع به نیوشیدن شود: ملک در دل آن راز پوشیده داشت که قول حکیمان نیوشیده داشت.سعدی. || (اِ) آوازه. شهرت. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «نیوشیده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر