معنی نیوشان
6 بازدید
(نف، ق) شنونده. (از رشیدی). شنوا. (انجمن آرا). در حال نیوشیدن. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «نیوشان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر