معنی نیوراد
6 بازدید
[ نیوْ ] (اِ) بر وزن دیوزاد، انتظام. حالتی مر نفس را که ترتیب و تقدیر امور کند. (از برهان). ظاهراً از مجعولات دساتیر آذرکیوان است.
کلمات همقافیه با «نیوراد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر