معنی نیوب
5 بازدید
[ نُ ] (ع اِ) جمع ناب است. رجوع به ناب شود.[ نَ یْ یو ] (ع ص، اِ) ناقهٔ کلانسال. (منتهی الارب). ماده شتر کلانسال. (ناظم الاطباء). || پیشوای مردمان. سردار قوم. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «نیوب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وب» برای سرودن شعر