معنی نیواره
7 بازدید
[ رَ / رِ ] (اِ) چوبی که خمیر نان را بدان پهن سازند. (برهان قاطع) (جهانگیری) (از انجمن آرا) (از رشیدی). وردنه.[ نَ رِ ] (اِخ) دهی است از دهستان سرکانهٔ بخش پاپی شهرستان خرم آباد. در ۱۶هزارگزی غرب ایستگاه سپیددشت و در منطقهٔ کوهستانی گرمسیری واقع است و ۱۲۰ تن سکنه دارد. آبش از چشمهٔ برجی، محصولش غلات و ذرت و شغل اهالی زراعت است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «نیواره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر