معنی نیمگزی
6 بازدید
[ گَ ] (اِ مرکب) نیم گز. رجوع به نیم گز شود. || (ص نسبی) آنچه اندازه اش معادل نیم گز باشد. که طولش نیم گز باشد: پشتی نیم گزی. قالیچهٔ نیم گزی. چوب نیم گزی.
کلمات همقافیه با «نیمگزی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر