معنی نیمگرد
5 بازدید
[ گِ ] (ص مرکب) که شکل آن به گردی نزدیک باشد. نزدیک به کروی. شبیه به دایره یا کره. || آنچه به شکل نصف دایره باشد. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به معنی قبلی شود. || (اصطلاح بنایی) آجری که یک نبش آن را چون قوسی بسایند زینت ظاهر بنا را. (یادداشت مؤلف). نوعی آجر که لبه اش پخ و گرد باشد. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «نیمگرد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر