معنی نیمهکاره
4 بازدید
[ مَ / مِ رَ / رِ ] (ص مرکب) هرکاری که تمام نشده و نیمهٔ آن باقی مانده باشد. (ناظم الاطباء). نیم کاره. ناقص. ناتمام. به اتمام نرسیده. - نیمه کاره گذاشتن؛ به پایان نرساندن و رها کردن. - نیمه کاره ماندن؛ ناتمام باقی ماندن. به انجام نرسیدن : بعضی سخنان به اتمام نارسانیده نیمه کاره مانده است. (رشحات علی بن حسین کاشفی).
کلمات همقافیه با «نیمهکاره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر