معنی نیمهروز
5 بازدید
[ مَ / مِ ] (اِ مرکب) نیمروز. وسط روز. ظهر. || نصف روز. از صبح تا ظهر یا از ظهر تا شب : چو بر وی گذر کرد یک نیمه روز فتاد اندر او ز آتش معده سوز. سعدی (بوستان چ یوسفی ص ۱۴۲).
کلمات همقافیه با «نیمهروز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وز» برای سرودن شعر