معنی نیمهتبسم
5 بازدید
[ مَ / مِ تَ بَ سْ سُ ] (اِ مرکب) تبسم و لبخندی به غایت ظریف، بی آنکه لبها از هم گشوده شود و بانگی برآید: من او را با خنده ای فراخ ندیدم الا نیمه تبسم. (تاریخ بیهقی ص ۵۱).
کلمات همقافیه با «نیمهتبسم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سم» برای سرودن شعر