معنی نیمن
4 بازدید
[ نیم مَ / مَ ] (اِ مرکب) نیم من. رجوع به نیم من شود: اندر دو من و نیم من آب بپزند تا به نیمن بازآید. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). بگیرند زردآلوی کشته و مویز سیاه دانه بیرون کرده... از هر یکی نیمن. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). و در بعضی نسخه ها می پخته نیمن است و انگبین نیمن. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی).
کلمات همقافیه با «نیمن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «من» برای سرودن شعر