معنی نیمخایه
5 بازدید
[ یَ / یِ ] (اِ مرکب) گنبد. (رشیدی) (برهان قاطع) (از آنندراج) (انجمن آرا). قبه. (ناظم الاطباء). زیرا که بر نیم بیضهٔ مرغ ماند. (انجمن آرا). || کنایه از فلک به اعتبار آنکه کروی شکل است و همیشه نیم به نظر می آید و نیم از حجاب زمین مخفی می ماند. (غیاث اللغات). کنایه از آسمان ظاهر است که نصف آسمان باشد. (برهان قاطع): آن خایه های زرین از سقف نیم خایه سیماب شد چو بر زد سیماب آتشین سر. خاقانی. گر عظمت نهد چو جم منظر نیم خایه را خانهٔ مورچه شود نه فلک از محقری. خاقانی. قمارستان چرخ نیم خایه بسی پرمایه را برده ست مایه.نظامی. || نیم کره. (فرهنگ فارسی معین). - نیم خایهٔ چرخ؛ کنایه از آسمان است : ای چتر تو زیر سایهٔ چرخ زردی ده نیم خایهٔ چرخ. خاقانی (از انجمن آرا).
کلمات همقافیه با «نیمخایه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر