معنی نیمجوشیده
4 بازدید
[ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) نیم جوش. آب یا مایعی که بر آتش خوب نجوشیده باشد. || شرابی که تخمیر آن هنوز کامل نشده است و نارس است : نیم جوشیده عصیر از سر خم درکشیدن، که چنین است صواب. منوچهری.
کلمات همقافیه با «نیمجوشیده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر