معنی نیمبرشت
5 بازدید
[ بِ رِ ] (ن مف مرکب) کمی برشته شده. (یادداشت مؤلف). || تخم مرغ نیم پخت. نیم برش. (آنندراج). رعاد. نیم بند. ظاهراً نیم روی امروزین. (یادداشت مؤلف): اندکی نان اندر ماءالعسل ترید کنند یا خایهٔ مرغ نیم برشت دهند. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). و غذاهای لطیف و زودگوار... چون گوشت بزغاله و جوژهٔ مرغ خانگی فربه و خایهٔ مرغ نیم برشت. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی).
کلمات همقافیه با «نیمبرشت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شت» برای سرودن شعر