معنی نیمباز
5 بازدید
(ص مرکب) چیزی که تمام وا نباشد چون مژهٔ چشم و غنچه. (آنندراج). نیم لا. (یادداشت مؤلف). نیم گشاده. چشم نیم خفته. (ناظم الاطباء). آنچه که نه کاملاً باز و نه کاملاً بسته بود. (فرهنگ فارسی معین): مخمور سر به گوشهٔ بالین نهاده لیک می می تراود از مژهٔ نیم باز او. طالب (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «نیمباز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر