معنی نیلوفری

معنی نیلوفری

8 بازدید
[ فَ ] (ص نسبی) منسوب به نیلوفر. به رنگ نیلوفر. کبود. آبی آسمانی. (یادداشت مؤلف). لاجوردی. (فرهنگ فارسی معین): نکوهش مکن چرخ نیلوفری را برون کن ز سر باد خیره سری را. ناصرخسرو. درخت تو گر بار دانش بگیرد به زیر آوری چرخ نیلوفری را.ناصرخسرو. تا بود گردان به گرد خاک آسایش پذیر چنبر گردون بی آسایش نیلوفری.سوزنی. فریب گنبد نیلوفری مخور که کنون اجل چو گنبد گل برشکافدت عمرا.خاقانی. گنبد نیلوفری گنبدهٔ گل شود پیش سنانت کز اوست قصر ممالک متین. خاقانی. سحرگه برآمد به نیک اختری گل سرخ بر طاق نیلوفری.نظامی. - نیلوفری چشم؛ کبودچشم. (آنندراج): مرا افکنده در دریای غم نیلوفری چشمی که چون خورشید عالم سوز زرین است مژگانش. صائب.

کلمات هم‌قافیه با «نیلوفری»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ری» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید