معنی نیف
10 بازدید
[ نَ یْ یِ / نَ ] (ع اِ) زیادة. (مهذب الاسماء) (اقرب الموارد) (متن اللغة). فضل. (منتهی الارب) (متن اللغة). || افزونی و زیادت چیزی. یقال: عشرة و نیف. و هرچه بر عقد افزایند آن را نیف گویند چندانکه به عقد ثانی رسد. (از منتهی الارب). از یک تا سه. (منتهی الارب). زیادت بر عقد اعداد را گویند تا به عقد دیگری برسد. گویند: عشرة و نیف، مائة و نیف، الف و نیف. و جز بعد از ذکر عقد اعداد مورد استعمال ندارد. یا از یک تا سه را نیف گویند و بعد از آن تا ده را بضع گویند. (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). معادلِ اند، چند، کسری در فارسی. || احسان. (متن اللغة) (منتهی الارب) (اقرب الموارد). گویند: ضع النیف فی موضعه. (متن اللغة) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «نیف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یف» برای سرودن شعر