معنی نیشان
5 بازدید
(اِ) نشان . (رشیدی) (برهان قاطع) (انجمن آرا) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین). رجوع به نشان شود: بیناست آن چنان که ببیند به روی سنگ نیشان پای مور به شبهای تار اسب. مظهر (از رشیدی). || علامت داغ. (ناظم الاطباء). رجوع به نشان شود.
کلمات همقافیه با «نیشان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر