معنی نیسب
8 بازدید
[ نَ سَ ] (ع اِ) راه راست. (مهذب الاسماء). راه راست و روشن. (از منتهی الارب). طریق واضح مستقیم. (اقرب الموارد) (از متن اللغة). نیسبان. (منتهی الارب) (متن اللغة) (اقرب الموارد) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || نشان راه. (منتهی الارب). ما وجد من اثر الطریق . (متن اللغة) (اقرب الموارد). || راه مور. (منتهی الارب). راه مستدق چون راه مار و مور. (از متن اللغة). راه مور به هم آمیخته. (مهذب الاسماء). || صف مورچه و مور که در پی یکدیگر آیند. (منتهی الارب). مورچگان چون یکی از پی دیگری به راه افتند. (از اقرب الموارد) (از متن اللغة).
کلمات همقافیه با «نیسب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سب» برای سرودن شعر