معنی نیزک
8 بازدید
[ نَ زَ ] (معرب، اِ) نیزهٔ کوتاه. (منتهی الارب) (آنندراج) (از مهذب الاسماء). کتاره. (دستورالاخوان). رمح قصیر یا شبه مزراق. (از متن اللغة). ج، نیازک. معرب نیزه است. رجوع به نیزه و رجوع به المعرب جوالیقی ص ۳۳۲ و نشوءاللغة ص ۹۲ شود. || شعله ای چون نیزه که در آسمان پدید آید و آن یکی از اقسام شهب است. ج، نیازک. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «نیزک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زک» برای سرودن شعر