معنی نیزار

معنی نیزار

7 بازدید
[ نَ / نِ ] (اِ مرکب) نیستان. آنجا که نی بسیار روید: جای انگشت شهادت ز شهیدان نگاه دشت نیزار شد از بس که خدنگی برخاست. واضح (از آنندراج).
[ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان جراحی بخش شادگان شهرستان خرمشهر. در ۶۰هزارگزی شمال شرقی شادگان و ۲هزارگزی شرق راه جادهٔ شادگان به بندر معشور، در دشت گرمسیری واقع است و ۱۲۰ تن سکنه دارد. آبش از چاه و محصولش غلات و شغل اهالی زراعت و حشم داری است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).
[ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان اراضی نیزار بخش مرکزی شهرستان قم در ۵۲هزارگزی جنوب غربی قم متصل به جادهٔ قم به اصفهان. در جلگه ای بر کنار رود واقع و دارای ۳۵۵ تن سکنه است. آبش از رودخانهٔ قم و محصولش غلات، بادام، توت، قیسی و شغل اهالی زراعت و کرباس بافی است. مزرعهٔ باباچنار و چنارسوخته جزء این ده است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱).
[ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان مرکزی بخش فریمان شهرستان مشهد. در ۱۵هزارگزی جنوب فریمان و در منطقهٔ کوهستانی معتدل هوایی واقع و ۱۲۴ تن سکنه دارد. آبش از قنات و محصولش غلات، بنشن و شغل اهالی زراعت، مالداری و قالیچه بافی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).

کلمات هم‌قافیه با «نیزار»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «زار» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید