معنی نیری
5 بازدید
[ نَ یْ یِ ] (اِخ) میرزا طاهربن قدیم خان شیرازی. از شاعران قرن سیزدهم است. مدتی در هندوستان مداح حکمران دکن بود و در همان دیار به سال ۱۲۵۶ هـ .ق. درگذشت. او راست: چه جرم است آنکه دربند است و کس نادیده عصیانش همی دست سرافرازان درآویزد به دامانش به تن بر از عصب پوشیده دارد ضخم خفتانی بدان چستی که پنداری ز تن بررسته خفتانش. رجوع به مجمع الفصحا ج ۲ ص ۵۰۶ و فرهنگ سخنوران شود.
کلمات همقافیه با «نیری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر