معنی نیرنگساز
5 بازدید
[ نَ / نِ رَ ] (نف مرکب) افسونگر. (آنندراج). ساحر. || حیله گر. مکار. محتال. محیل : چنین گفت ابلیس نیرنگ ساز که جاوید زی شاد و گردن فراز.فردوسی. هم از جنگ و پیکار با خوشنواز ز رای چنان مرد نیرنگ ساز.فردوسی. جهان دام داری است نیرنگ ساز هوای دلش چینه و دام آز.اسدی. کسی کو به دنبال نیرنگ ساز شتابید از راه خود ماند باز.؟ || شعبده باز. (آنندراج) (ناظم الاطباء). شعبده گر: مشعبد شد این خاک نیرنگ ساز که هم مهره دزد است و هم مهره باز.نظامی. بفرمود قیصر به نیرنگ ساز که پیش آرد اندیشه های دراز.نظامی. || چاره گر. مدبر: به جای آر صد مرد نیرنگ ساز بکن چاه و بر باد مگشای راز.نظامی.
کلمات همقافیه با «نیرنگساز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر