معنی نیرم
9 بازدید
[ نَ رَ ] (اِخ) نریمان. پدر سام. (جهانگیری) (رشیدی) (برهان قاطع). جد رستم. (برهان قاطع). رجوع به نریمان شود: ز ما باد بر سام نیرم درود خداوند شمشیر و کوپال و خود.فردوسی. تو پور گو پیلتن رستمی ز دستان سامی و از نیرمی.فردوسی. تو گفتی گو پیلتن رستم است و یا سام شیر است و یا نیرم است.فردوسی.
کلمات همقافیه با «نیرم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رم» برای سرودن شعر