معنی نیران

معنی نیران

8 بازدید
(اِخ) انیران. جز ایران. خارج از ایران. (یادداشت مؤلف). رجوع به انیران شود: جهاندار همداستانی نکرد از ایران و نیران برآورد گرد.فردوسی. چو ایران و نیران به ما رام گشت همه کام بهرام ناکام گشت.فردوسی. به ایران و نیران و روم آگهی است که شیروی بر تخت شاهنشهی است. فردوسی.
[ نَ یْ یِ ] (ع اِ) تثنیهٔ نیر به معنی ماه و خورشید است. رجوع به نَیِّر شود.
(ع اِ) جمع نور است. رجوع به نور شود. || جمع نیر است. رجوع به نیر شود. || جمع نار است. رجوع به نار شود: آن همه نور و راحت و نعمت وین همه رنج و ظلمت و نیران.ناصرخسرو. به نیران شوق اندرونش بسوخت حیا دیده بر پشت پایش بدوخت.سعدی. چشم بد دور محفلی دیدم روشن از نور حق نه از نیران.هاتف. || مجازاً، دوزخ. (آنندراج).

کلمات هم‌قافیه با «نیران»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید