معنی نیدل
5 بازدید
[ دِ ] (ع اِ) بلا. رنج. (ناظم الاطباء). داهیة. (اقرب الموارد). || کار سترگ. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). امر جسیم. (اقرب الموارد).[ دِ / نَ دِ ] (ع اِ) کابوس. سکاچه، یا چیزی است مثل آن. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). بختک. فرنجک. جاثوم. عبدالجنة. نیدلان. ضاغوط. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «نیدل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دل» برای سرودن شعر