معنی نیة
5 بازدید
[ نی یَ ] (ع اِ) آهنگ. (منتهی الارب) (نصاب). آهنگ و قصد و توجه دل بسوی چیزی. (از متن اللغة). عزم. (نصاب). قصد. (اقرب الموارد). اندیشه. (دهار). ارادهٔ قلبی به کاری. (از اقرب الموارد). ج، نیات. نیّ. رجوع به نیت شود. || جهت که مسافر به وی روی آورد. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). امر. (اقرب الموارد). جهتی که مسافر روی بدان آرد یا قصدی که برای آن به کاری پردازند. (از متن اللغة). || دوری. (منتهی الارب). عبارت اقرب الموارد این است: الوجه الذی ینویه المسافر من قرب او بعد. || حاجت. نیاز. (منتهی الارب) (متن اللغة) (از اقرب الموارد). - لیلةالنیة؛ غرهٔ شهر رجب. (یادداشت مؤلف از نزهةالقلوب مقالهٔ ۳ ص ۳۲). || (مص) آهنگ چیزی نمودن. (از منتهی الارب). قصد و عزم چیزی کردن. (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). نواة. نیَة. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (متن اللغة). || انداختن خستهٔ خرما را. (از منتهی الارب). رجوع به نوی شود. || دور شدن مسافر. نوی. (از اقرب الموارد). || به مسافر گویند: نواک اللََّه؛ یعنی نگه دارد ترا خدای و صاحب تو باشد. (از منتهی الارب). خدا حافظ و یار تو در سفرت باشد. (از اقرب الموارد).[ یَ ] (ع مص) نیَّة. رجوع به نیَّة شود. || ونی. ونیة. وناء. (متن اللغة) (اقرب الموارد). رجوع به ونی شود.
کلمات همقافیه با «نیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر