معنی نیاکان
6 بازدید
(اِ) جِ نیا. رجوع به نیا و نیاک شود: نیاکان بیدار شاهان ما ستوده دل و نیکخواهان ما.فردوسی. نگه کن کنون تا نیاکان ما گزیده جهاندار و پاکان ما.فردوسی. نیاکانتان پهلوانان بدند ز تخم بزرگان و شاهان بدند.فردوسی. که بدان حضرت و جدان و نیاکانش پیش ازین آمده بودند به مهمانی. ناصرخسرو. نیاکان سیده همه پادشاهان طبرستان و دیلمان بودند. (مجمل التواریخ).(اِخ) دهی است از دهستان شوراب بخش اردل شهرستان شهرکرد. در ۵۲هزارگزی شمال غربی اردل در منطقهٔ کوهستانی معتدل هوایی واقع و دارای ۱۵۱ تن سکنه است. آبش از چشمه، محصولات عمده اش غلات و کتیرا و پشم و روغن و شغل مردمش زراعت و گله داری است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱۰).
کلمات همقافیه با «نیاکان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر